- ببخشید... اینجا که پلاک 31 نیست!؟ شما نوشتین پلاک 31...
- پلاک ها تازگی عوض شده.
- اما ... اگر عوض شده، چرا آدرس شما توی سایت عوض نشده؟
- ...
آدرس محل آزمون طبقه دوم ساختمانیه که مال موسسه زبان معرفت هست. اتاق شماره ی بیست که بالای درش هم یه تابلو هست. اگر از انقلاب وارد خیابان وصال بشید، ساختمون دست راست، صدمتر داخل خیابونه، و طبقه ی همکفش یه کتابفروشیه که مربوط به همون موسسه ست.
به اتاق آزمون رسیدم، خیالم راحت شد که امتحان شروع نشده. داشتیم با بچه ها گپ می زدیم که خانم مسیول آزمون رسید و شروع کرد به صحبت. یکی دو دقیقه ای حرف نزده بود که فضای اتاق متحول شد. یهو بروبچ، دختر و پسر، پاپیون کردیم! حین سخنرانی یه جورایی به همتون تفهیم می کنه که شغلش خیلی مهمه و می تونه اجازه ی امتحان دادن را بهتون نده، اما چون گنا دارینو اینا، می ذاره امتحان بدین. لحن صحبتاش خیلی تهوع آوره، سعی کنین باهاش به هیچ وجه بحث نکنین، چون ممکنه اگر از قیافه ی کسی خوشش نیاد اجازه امتحان بهش نده. واقعن اینکار را می کنه. اسمش هم هست هدایتی. یک خانم لاغر، قدکوتاه و اخمو. واسه ما نیم ساعتی صحبت کرد و فرم های تایید آزمون را داد که پر کنیم. بچه ها بدون آنکه نگاه کنن چی هست شروع کردن به پر کردن. همه اضطراب داشتیم. این را می شد به وضوح دید. اما طرف اصلن متوجه نبود، گفت: اول بخونید ببینید چه تعهدات سختی رو دارید امضا می کنیدا! مدارکی که از شما خواسته می شه کارت ملی یا گذرنامه است. یکی از آقایان که با ما بود فقط شناسنامه داشت:
- من فقط شناسنامه همراه دارم.
خانم بی درنگ فرمودند که
- متاسفم، نمی تونید با شناسنامه آزمون بدید.
- اما من از شهرستان می آم
- متاسفم ...
- من سعی کردم باهاتون تماس بگیرم، که ازتون بپرسم ...
- متاسفم ... بعدن صحبت می کنیم
- ... اما شمارتونو پیدا نکردم.
- ما موظف نیستیم شماره بدیم.
- اما ...
- متاسفم بعدن ...
پسره داشت گریه اش می گرفت. حقم داشت. صدوشس هزار تومن پول آزمون به علاوه ی هزینه ی مسافرت و غیره داشت می پرید! یکی از بچه ها گفت ولی من توی مرکز امیربهادر که ثبت نام کردم، خودشون بهم میل زدن شمارشون را هم دادن. خانم باز هم همون حرفو زد: ما موظف نیستیم ... من دیگه به بحث گوش ندادم. همه سرشون به برگه بود که خانم انگار که یهو یادش اومده باشه گفت که همه باید گذرنامه هم داشته باشید برای تایید امضا. یکی از بچه ها گفت من ندارم، آخه سربازم. خانم گفت باید بیارین. پسره داشت سن کب می کرد! به ته ته پته افتاده بود. خانم هم داشت حظ می کرد. کفرم در اومد. گفتم:
- خوب اگه یکی نداشت چی؟
- باید بیاره. ما یه تاییده امضا می خوایم.
- خوب از کجا؟
- خوب، از محل تحصیل بیارین ... یا از محضر
- چرا از اول همینو نمی گین؟
پسره بیچاره بلعخره آب دهنشو قورت داد. من هم دیگه ادامه ندادم. فایده ای نداشت. عصبی شده بودم. می دونستم واسه این امتحان 4-5 ساعته اصلن خوب نیست که عصبی باشم. پس هم کارت ملیتونو ببرین هم گذرنامه یا گواهی امضا -این آخریشو فک کنم از خودش در آورده، چون توی سایت ETS که چیزی ننوشته بود.
باقی ماجرا را هم دیگه نمی خوام براتون بگم. خلاصه حواستونو جمع کنین. آخرش اون پسره بیچاره که از شهرستان اومده بود هم نتونست امتحان بده و با یه حالت بغض کرده ای رفت.
من توصیه می کنم اگه می تونید توی این مرکز امتحان ندید. یا اگر امتحان می دهید از وجود مشکل باخبر باشید. یکی از بچه ها که توی اون موسسه کلاس میره می گفت اگه کارتون اونجا گیر کرد یه سر برین پیش رییس موسسه، آقای معرفت. می گفت آدم بدی نیست، این دختره هم حسابی بهش آویزونه.
شماره ی مرکز آزمون هم اینه : 66971491