تبليغاتX
این روزها... - دوست دارم درباره ی فیبی صحبت کنی

سلینجر می خوا نم. ناتوردشت. فرانی و زویی. و الان نه داستان کوتاه. کسی آیا دوست دارد در این باره چیزی به من بگوید؟--منظورم نظرش هست.

راستش نمی تونم با کسی که خیلی دوست دارم باهاش در این باره صحبت کنم، صحبت کنم. نه که در دسترس نباشه یا یه همچین چیزی، نه. اصلن فک نکنم باور کنه دارم سلینجر می خونم. باور هم بکنه، فک می کنه به خاطر اونه که دارم می خونم، که البته فکر درستی هم هست. اما اون حق نداره این فکرو بکنه، چون من اصلن دوست ندارم، دوست ندارم وقتی دارم باهاش حرف می زنم هی نیشخند بزنه. فکرشو بکن پسر! ضایع است! اصلن فاجعه ست!  جدی می گم. کاملن جدی.

حالا کسی هست آیا؟

پ.ن: هیچ کس مثل یه فیبی ممکن نیست بفهمه من چی می گم. دلم یه فیبی می خواد.

+ نوشته شده در  Tue 3 Feb 2009ساعت   توسط روزبه  |