در پست قبل گفتم که شبیهسازی سیستمهای با بیش از چند ده هزار ذره به روش دینامیک مولکولی با تجهیزات رایانهای معمول بسیار زمانبر هست و برای سیستمهای بزرگتر به صرفه نیست. خوب همه ما میدونیم که چند ده هزار اتم تنها یک ذره چند نانومتری است. پس برای سیستمهای بزرگ یا توده، bulk، چه میتوان کرد؟
برای حل این مشکل از شرایط مرزی متناوب، periodic boundary condition، استفاده میشود. در این شرایط یک سیستم حاوی N اتم در یک مکعب را در نظر بگیرید. اتمهای سطحی این سیستم به علت وضعیتی که دارند رفتار خاصی دارند. و همین تفاوت اصلی سیستمهای کوچک با سیستمهای بزرگ است. حال تصور کنید که اطراف این مکعب را با 26 مکعب مشابه دیگر بپوشانیم. در این صورت مشکل برای سیستم اولیه حل خواهد شد. سوال که پیش میآید این است که پس سطوح جدید چه؟ جواب این است که سطوح جدیدی وجود ندارد. و در واقع آن 26 مکعب وجود ندارند و تنها کپی مجازی از سیستم اولیه هستند. به این ترتیب اثر سطح حذف میشود. اگر اتمی از یکی از وجوه مکعب خارج شود، از سمت دیگر وارد مکعب میشود. دقیقن مانند یه بازی آتاری که من به خاطر دارم وقتی شخصیت بازی از سمت راست خارج میشد، از سمت چپ تصویر وارد صفحه تلویزیون میشد و برعکس. به کمک این شرایط مرزی سیستمی شبیهسازی خواهد شد که رفتار مشابه سیستم بزرگ یا توده را خواهد داشت.
برای اعمال شرایط مرزی متناوب میبایست ظرفی انتخاب کرد که فضا پر کن باشد یعنی از کنار هم قرار دادن کپیهای آن در کنار هم فضا کاملن پر شود. مانند مربع، مستطیل و شش ضلعی در فضای دوبعدی و مکعب، مکعب مستطیل و یک هشتوجهی ناقص در فضای سه بعدی. و به علاوه میبایست بتوان با یک انتقال بدون دوران کپی آنها را کنار هم چید (چرا؟)
اندازه ظرف شبیهسازی نیز محدودیتی دارد. و حداقل آن این است که یک ذره در سلول اصلی با کپی خودش در سلولهای کپی همسایه برهمکنش نداشته باشد. درباره اینکه در چه فاصلهای دو ذره دیگر برهمکنشی با هم ندارند در پست دیگری توضیح میدهم.
در یکی از پستهای قبل ، مقدمهای درباره روش شبیهسازی دینامیک مولکولی نوشتم. فرایندی که در هسته مرکزی محاسبات یک برنامه شبیهسازی دینامیک مولکولی تکرار میشه عبارت است از
نیروی بین ذرات > شتاب ذرات > سرعت ذرات > موقعیت جدید ذرات
به کمک اطلاعاتی که درمورد موقعیت و سرعت ذرات در لحظه t داریم و با طی پروسه فوق اطلاعات مربوط به لحظه t+dt را به دست میآوریم. با مشتق گیری از پتانسیل بین اتمی، رابطه نیرو به دست میآید. و از آن به بعد از مکانیک نیوتونی استفاده میشود.
ساده ترین و پرکاربردترین پتانسیل که برای ذرات اتمی به کار میرود به نام پتانسیل لنارد-جونز معروف هست. منظور از پتانسیل، رابطهای است که بین انرژی دو ذره و فاصله بین آنها برقرار است. چون این انرژی، انرژی پتانسیل سیستم مورد نظر (دو ذره) است به آن پتانسیل میگوییم. رفتار سیستمی که از این پتانسیل تبعیت میکند شبیه به گازهای نجیب سبک مثل آرگون است. اینجا میتوانید در مورد این پتانسیل بیشتر بخوانید و نمودار آن را ببینید.
برای بررسی خواص و ویژگیهای مواد و یا برای مقایسه مواد، استفاده از پتانسیل های پیچیده تری مورد نیاز است تا معرف کامل ماده مورد نظر باشد. اما اگر بخواهیم موضوعاتی کلی مثل آنتروپی و رابطه آن با دمای یک سیستم یا هندسه عبور گاز از یک حفره کوچک را بررسی کنیم، پتانسیلی مانند پتانسیل لنارد-جونز مناسب و مفید است.
سادهگی پتانسیل از زمان شبیهسازی میکاهد و این بسیار مهم هست.
تصور کنید N اتم در سیستم وجود داشته باشد. اگر بخواهیم تا برهمکنش این اتم و N-1 دیگر را بدانیم، به ازای هر dt که به پیش میرویم باید N(N-1)/2 محاسبهی نیرو انجام دهیم! و بنابراین هرچه پتانسیل سادهتری داشته باشیم بهتر است.
به این ترتیب به نظر میآید به این زودیها نمیتوان حتی یک قطره آب (چیزی حدود 3*10e23 مولکول) را شبیهسازی کرد!؟ اما راههای دیگری هم برای حل این مشکل هست که در پست بعدی در مورد آن مینویسم.
تصور کنید که یک سیستم با N ذره وجود دارد که ما موقعیت همه ذرات، سرعت آنها و اندازه و جهت نیروهای بین آنها را در لحظه t0 میدانیم. بنابراین با حل معادلات حرکت نیوتن میتوانیم موقعیت و سرعت همه ذرات را در زمان t1 که کمی بعد از t0 هست به دست آوریم. حال اگر این روند را برای زمان قابل توجهی ادامه بدهیم، در واقع داریم رفتار سیستم را مورد بررسی قرار میدهیم. این فرایند یک روش شبیه سازی موسوم به Molecular Dynamics است.
برای چنین شبیه سازی ای، مهمترین چیز آن است که رابطه نیروهای بین ذره ای را داشته باشید. این روابط تقریبن برای هر دو نوع اتمی منحصر به فرد است. بیشتر این روابط را به کمک اندازه گیری دقیق آزمایشگاهی تخمین میزنند و بعضی را هم با حل معادله شرودینگر به دست میآورند. منابع زیادی در این باره در دسترس هست.
بعد از آن شما باید سیستم مورد نظرتان را تعریف کنید و آن را به کمک آن نیروها به راه بیاندازید. مثلن میخواهیم بدانیم ضخامت یک قطره کوچک روغن وقتی در یک دمای مشخص روی سطح آب پخش میشود چقدر میتواند باشد؟ و مثلن آیا ضخامت این لایه با اندازه قطره رابطهای دارد؟
ابتدا مولکول های روغن و آب را تعریف میکنیم. سپس موقعیت آن ها نسبت به هم را تعریف میکنیم. وبا در نظر گرفتن نیروها سیستم را به حرکت در میآوریم. و این کار را بارها تکرار میکنیم. شکل زیر به طور نمادین نتیجه را نشان می دهد.
در پایان شبیه سازی شما مجموعه ی کاملی از اطلاعات در مورد موقعیت، سرعت و انرژی تک تک ذرات و توزیع آنها دارید که با تحلیل آنها نسبت به زمان میتوانید پارامترهایی مثل دما، فشار، ضریب نفوذ و ظرفیت گرمایی و رفتار آنها را بررسی کنید. و در نهایت به سوال های خود پاسخ دهید.
در حین انجماد چه اتفاقی برای مولکول های آب میافتد؟، یا یک پروتئین چگونه کار میکند؟ یا یک مولکول آب با چه سرعتی و چطور میتواند از داخل یک نانوتیوب کربنی عبور کند؟ MD یکی از بهترین روش هایی ست که میتواند به این سوال ها جواب بدهد.
همانطور که میتوان حدس زد در این روش مقدار محاسبات بسیار زیاد است. طوری که بزرگترین شبیه سازی کامپیوتری در این روش نتوانسته بیشتر از چند میلیون اتم را شبیه سازی کنند، آن هم تنها برای چند دهم ثانیه! امروزه این روش بسیار توسعه یافته. اگر فکر میکنید به این روش علاقه دارید کافی ست چند دقیقه ای راجع به آن در گوگل جستجو کنید. اطلاعات بسیار زیادی پیدا خواهید کرد. من هم در این باره، در آینده بیشتر مینویسم.
یک آزمایش ذهنی، به نظر شما اگر سوار بر یک باریکه نور حرکت کنیم، چه میبینیم؟ فرض کنید همه شرایط ایدهال باشد. من هم دارم سعی میکنم به این سوال جواب بدهم.
تکمیلی (۶june) :
1- نور را یک موج الکترومغناطیس ثابت میبینیم؟
2- در پشت سرمان هرچیزی که میبینیم تصویر ثابتی است. چون با سرعتی معادل سرعت نور از آنها در حال دور شدن هستیم؟
3- اما بنا به این فرض فیزیکی که سرعت نور برای همه دستگاههایی که با سرعت ثابت حرکت میکنند ثابت است، حدس اول و دوم نمیتواند درست باشد. پس آنچه در پست سر و پیش رو میبینیم (دیدن اثر رسیدن نور به بیننده است) یکسان با چیزی هست که در حال سکون مشاهده میکنیم؟
4-بنا بر روابط نسبیت خاص، زمان برای ما نسبت به همه دستگاههای همارز با دستگاه ما "باز میایستد". اگر این به آن معنی باشد که ما گذر زمان را درک نمیکنیم پس مشاهده ما چه معنی خواهد داشت؟ مگر نه اینکه آنچه میبینیم در "یک بازه زمانی" در حال روی دادن هست؟ و مگر نه آنکه آنچه میبینیم با آنچه در یک دستگاه ساکن دیده میشود یکسان هست؟
... گیج شدم!
بنا بر اصل عدم قطعیت، باید Δq.Δp<ћ. در صورتی می شه یک جسم را دید که بتونیم به اندازهΔq قدرت تفکیک داشته باشیم.خوب اطلاعات زیر را داریم
Ћ =1.054572*10e-34 J.s
m =9.109*10e-31 Kg
Δp=m.Δv
که m جرم الکترون و v نماد سرعت است ( مومنتوم برابر است با جرم در سرعت). حالا اگه در نظر بگیریم که
Δv=Δq/Δt
در اینصورت بنابر اصل عدم قطعیت وروابط بالا
(Δq)2<1.15773*10e-4 *Δt
بنابراین با کاهش سرعت الکترون (افزایشΔt) به راحتی باید بشه الکترون را دید (درک کرد). چون مقدار Δq به اندازه کافی بزرگ می شه. پس این کار خیلی ساده است. ما به راحتی الکترون را می بینیم (آشکار کردن الکترون خیلی ساده است) اما برای شکل اون نمی تونیم تصویری ارائه بدیم.
از یک منظر دیگه ارائه تصویر الکترون در مورد یک الکترون تنها در اتم قضیه فرق می کنه. در اینجا مقدار Δq تا حدود فاصله بین دو مدار الکترون در یک اتم (در بهترین شرایط هیدروژن) کاهش می یابد.
امواج الکترومغناطیس (به عنوان ابزار) چنین فواصلی را درک می کنند (طول موج اون هادر این حدود می تونه باشه) اما باکوچک شدن طول موج انرژی به شدت بالا میره (رابطه عکس) و دیگر مسئله برهم کنش مطرح میشه که خوب دیگه آشکار سازی تصویری منتفیه.
جالبه که قوی ترین ابزار تصویری در حال حاضر دستگاه های Transmission Electron Microscopy . TEM هستند که از الکترون به عنوان آشکارساز استفاده می کنن.
پی نوشت: این مطلب همینطوری به ذهنم رسید. نمی دونم استدلال های اولیه من کاملا درست هست یا نه! اگه کسی چیزی اضافه کنه ممنون میشم.
در پست اخیر وبلاگ علمیران مطلبی درباره نظریه نسبیت و ارتباط آن با یک آیه قران نوشته شده. در این مطلب با استفاده از گفته قران که "فرشتگان و ارواح در يك روز به او (مذكر) صعود كردند كه اين معادل پنجاه هزار سال براي انسان است"! و به کمک رابطه نسبیت خاص
t0/t = (1 - v^2/c^2)^0.5
برای زمان سرعت حرکت فرشتگان محاسبه شده که برابر با 299792457.9999994 m / s به دست اومده که مطابق با عقیده مسلمانان در مورد فرشته هاست که آنها با سرعت نور حرکت می کنند. و در نهایت نتیجه گرفته که این تطابق آیه با نسبیت یک معجزه است! من محاسبات را دوباره انجام دادم که به نظرم درسته.
اما به نظرم اساس استدلال نادرسته چون درجه خطا در این معادلات وارد نشده. همونطور که می دونیم کسر t0/t با افزایش سرعت به سمت صفر میل می کنه. فرض کنیم انحراف در سرعتی که اینجا محاسبه شده حداکثر پنج دهم درصد باشه بنابراین سرعت فرشته ها بین سرعت نور 299792458 و پنج دهم درصد کمتر یعنی 298293496 متر بر ثانیه می تونه باشه.
حالا اگر با حد پایینی سرعت که من اینجا نوشتم نسبتt0/t را محاسبه کنیم با دقت 9 رقمی میشه 0.09987491 یعنی 10.0125247 روز برای انسان در مقابل یک روز برای فرشته ها! بنابراین بازه ای که جواب با دقت پنج دهم درصد درست است بین 10روز (0.03 سال) تا بی نهایت است! (که البته مقدار 50000 سال نیز در همین بازه است!) به بیان دیگه مثلا اگر به جای 50000 سال می گفتیم 2 ماه یا یک میلیارد سال یا ... باز هم جواب قابل قبول بود!
عکس این محاسبات نیز به راحتی همین مطلب را نشان می دهد. اگر به جای 50000 سال یک میلیون سال هم باشد! تنها دقت سرعت به 299792457.99999999884339329475309 می رسد یعنی تقریبا 3.68 ضرب در 10 به توان 16- درصد خطا دارد. یعنی این مقدار سال،t ، حد بالایی نداره و حد پایینی با دقت تعیین میشه!
به بیان دیگه اینجا به جای 50000 هرعدد دیگری بالای 1 (وحتی کوچکتر!) هم گفته می شد بازهم می شد همین برداشتی را کرد که از اون محاسبات شده! و این طور استدلال اصلا درست نیست چون یک باور کاذب و اشتباه ایجاد می کنه!
...
خوب این امر به خودی خود چندان بحث انگیز نیست. اما اینکه که او در مقابل نظریه مکانیک کونتومی سرسختانه مقابله میکنه و استدلالش هم این بوده که: "خدا هیچ وقت تاس نمی اندازد." برای من کمی عجیبه. کسی میدونه که مفهوم علمی این حرف اینشتین کجاست؟ یعنی دقیقا به چه چیز مکانیک کوانتوم ایراد میگیره؟