تبليغاتX
این روزها...

یک آدم چاق نمی­تونه قهرمان دومیدانی باشه و یک آدم قدکوتاه نمی­تونه خلبان بشه. هیچ آدمی با ضریب هوشی پایین نمی­تونه برنده جایزه نوبل بشه و همینطور هیچ کارگر بنایی نمی­تونه  وزیر علوم بشه (البته استثنا ها را در نظر نمی­گیریم!). ما همه به نوعی محدودیم. پس آزادی در چیه؟ امکان رسیدن به توانایی هامون؟ تن در دادن به این همه محدودیت و جنگیدن برای چیزهای ممکن، این سرنوشت ماست؟ به نظرم خیلی حقیر و بی­ارزش میاد.

چرا نباید به این بازی بی هدف خاتمه داد؟ چرا و به خاطر چه چیزی باید ادامه داد؟ من هرازچند گاهی به این نقطه می­رسم و بعد ... هیچ!

ادامه می­دم چون چاره­ای ندارم و به شما و به طبیعت و ... اجازه می­دم منو گول بزنن ...

+ نوشته شده در  Fri 12 Jan 2007ساعت   توسط روزبه  | 

من معتقدم که شکل گیری تمام روابط انسانی بر پایه ویژگی های فیزیکی بشره. همیشه هم دنبال اثبات این موضوع بودم. ولی با این طرز فکر همه دوستانم از من رنجیده شدن، مثلن اونا دوست ندارن عشقشون با سکس و غریزه جنسی رابطه داشته باشه یا لااقل زیاد رابطه داشته باشه. کسی نمیتونه تحمل کنه که در مورد ناموسش اینطوری حرف بزنی!

به نظر شما ما چقدر از شعورمون و چقدر از غریزه تاثیر می گیریم؟ اصلن این دوتا از هم جدا هستن؟؟؟(نظریه قدیمی خیروشر که همینو میگه، دو تا چیز متقابل که با هم به تعادل میرسن. توی علم هم این اعتقاد به دو قطبی بودن عمیقن رایجه. خیلی دوست دارم در این مورد بعدن یه چیزایی بنویسم.) به نظر من شعور در امتداد تکامل تدریجی شکل گرفته و در واقع شکل پیچیده و نامحسوس امیال و غرایز اولیه است. با این فرض ما ناچاریم واقعیت های تلخی را باور کنیم.

+ نوشته شده در  Thu 28 Dec 2006ساعت   توسط روزبه  | 

جو این بازی وبلاگ ما را هم گرفت و به دعوت فرهود عزیز ما هم وسوسه شدیم. راستش به نظرم ایده فوق العاده ایه. ۵ نکته در مورد من:

۱- گوشه گیر و درون گرا هستم. تعداد دوستان من به تعداد انگشتان یه دست هم نمی رسه. 

۲- شماره عینکم روزبه روز داره زیادتر میشه. الان هرکدومش ۳.۲۵ شده.

۳- نمی تونم دوتا کارو با هم انجام بدم، در صورتی که به انجام کارها به صورت موازی معتقدم!

۴- حافظه تصویری من خیلی خوبه اما معمولا حواسم پرته یادم میره تا به سوژه نگاه نکنی چیزی توی خاطرت ثبت نمیشه!

۵- وقتی خوشحالم یا ناراحتم آواز می خونم... شجریان ...

خوب دوستان خوب من گویا قبلا به این بازی دعوت شدن من فقط افلاطون کنار بخاری را دارم که دعوت کنم... خوب دیگه بی کسی همینه ...

+ نوشته شده در  Sun 24 Dec 2006ساعت   توسط روزبه  |